کو دلبري که دل ببرد دلبري کند؟
کو دلبري که دل ببرد دلبري کند؟
کو سروري که سر ببرد سروري کند؟
ما دل سپرده ايم به لبخند مشرقي اش
کو چشم ساحرانه که جادوگري کند؟
آزاد باش مثل اناري که خوشه داد
تا گندم از لبان تو جلوه گري کند
اين واژه ها به حضرت آدم کمک نکرد
شيطان دوباره رفت که حيله گري کند
حالا که سيب هاي نگاه تو مي رسند
حوا شدم که پيش تو افسونگري کند
حالا که هفت خوان لبت را سياوشم
حلاج کن مسيح! که عصيانگري کند
حالا بهار مي تپد از چشم هاي تو
حالا خدا کند که کمي دلبري کند
دلبر ترين ترانه ي موعود ! نيستي!
اين غصه رفت تا لبتان ياوري کند
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم شهریور ۱۳۸۷ ساعت 12:30 توسط شهید میلاد لرزان
|