اندیشه ی بزرگ
اگر با دوستان و اطرافیانتان در مورد اهداف شخصی اشان صحبت کرده باشید و در این مورد از آنها سوالی پرسیده باشید . متوجه خواهید شد که بیشتر آنها هدفهایی بسیار کوچک دارند و با بدست آوردن و رسیدن به این بسیار خوشحال و مسرور خواهند شد . مثلا وقتی با بسیاری از جوانان و هم سن و سالان خود پای گفتگو می نشینیم .می بینیم که هدف آنها پیدا کردن کاری ست که راحت و با مسولیت کم و درآمد متوسط باشد ، هستند .
اگر بخواهیم به دنبال ریشه این قانع بودن به حداقل بگردیم یقینآ به این می رسیم که اکثر این انسانها یک اشتباه مشترک دارند و آن این است : " که آنها موفقیت را مترادف امنیت می دانند " .
می توانیم به این اشاره کنیم که امروزه وقتی که جوانان می خواهند در مورد کاری تصمیم بگیرند معیار سنجش این کار را با این چند سوال در نظر می گیرند که " چقدر دوندگی دارد ؟ کار و تلاش زیادی می طلبد یا نه ؟
وضعیت بازنشستگی چگونه است ؟ و.... چرا باید بسیاری از جوانان امروز اینقدر محافظه کار باشند ؟
یا بهتر بپرسیم " چرا جوانان امروز این گونه فکر می کنند ؟ چرا از چالش و ریسک گریزانند ؟
پس ، تمایل بسیاری از مردم به پایین آوردن توقع خود ( ازنظر کسب موفقیت )این نوید را می دهد که رقابت بر سر کسب و احراز سطوح عالی ( علمی ، مالی و ... ) بسیار کمتر از آن است که تصور می کنیم .
هنگامی که موفقیت شرط باشد ، مردم را با متر و کیلو یا میزان تحصیلات و یا پیشینه خانوادگی نمی سنجند ، بلکه آنها را بر اساس میزان توقعشان ارزیابی می کنند . میزان توقع ما تعیین کننده میزان موفقیت ماست .
آیا تا کنون از خودمان پرسیده ایم که " بزرگترین ضعف من چیست ؟ ". شاید بزرگترین ضعف انسان ،
کوچک شمردن یا به عبارت ساده تر دست کم گرفتن خود باشد .
خود کم بینی به اشکال مختلف وجود دارد . مثلا هنگامی که ما آگهی مربوط به کاری که ما آنرا خیلی دوست داریم می بینیم ولی می ترسیم ، یا بهتر بگویم ، توان انجام این کار را در خود نمی بینیم . یا خانمی/اقایی را دوست داریم ولی هیچ وقت این را به او نمی گوییم ، چون احساس می کنیم او از ما سر است و....
که اینها همگی نشان از دست کم گرفتن خود دارد .
با وجودی که قرنها از این پند ارزشمند می گذرد که می گوید " خود را بشناس " انگار برداشت بیشتر مردم از این عبارت این است که " فقط جنبه های منفی خود را بشناس . بدین ترتیب خود سنجی طوماری از کاستیها ، نا تواناییهاو نقطه ضعف ها شده است .
البته شناخت ناتوانییها خوب است ، زیرا زمینه هایی را که می توانیم هنوز در آن رشد کنیم را به ما نشان می دهد . ولی اگر تنها نقطه ضعف های خود را بشناسیم دچار مشکل می شویم .
پس باید سعی کنیم نقاط ضعف خود را فقط برای کمرنگ کردن و از بین بردن آن بشناسیم ، نه برای بزرگ کردن آن .