مفهوم مديريت دانش براى مدت هاى طولانى و به شيوه غيررسمى كاربرد داشته است
خیابان...
چراغ قرمز...
دخترک گل فروش...
فریاد...
خیابان قرمز...
دخترک سبز...
آیا تاکنون از خود پرسیده اید که بین افراد ثروتمند و فقیر یا افسرده و شاد و در کل بین انسان های موفق و ناکام چه تفاوتی وجود دارد؟
آیا می دانید چرا اکثر مردم در بیماری، فقر و گمنامی زندگی می کنند و بعضی ها قله های پیروزی را یکی پس از دیگری فتح می کنند؟
متاسفانه اکثر مردم، آنچنان در حال تلاش و تقلای جسمی، برای گذراندن امور زندگی هستند که فرصت نمی کنند به دنبال جواب این گونه سئوالات بگردند و با خود بیندیشند که چرا تاکنون زندگی خوبی نداشته اند و چگونه می توانند یک زندگی عالی و موفق را برای خود ایجاد کنند.
پیشنهاد میکنم حتما بخونید ضرر نداره !!!
سالروز میلاد با سعادت منجی عالم بشریت در دانه هستی حضرت بقیه الله الاعظم را به شما و تمامی دوست داران آن حضرت تبریک عرض میکنیم با آرزوی ظهور آن حضرت
اگر پرنده باز را در فضایی به مساحت شش یا هشت فوت مربع قرار دهید،و قسمت بالای آن را به طور کامل باز نگه دارید ،پرنده علیرغم توانایی اش در پرواز کردن ،مثل یک زندانی عاجز می ماند.دلیلش این است که باز همیشه پرواز را از ارتفاع ده یا دوازده فوت آغاز می کند.بدون فضای کافی برای اوج گرفتن،که عادتش است،نمی تواند تلاشی برای پرواز کند و یک زندانی در زندان کوچک بدون سر(سقف) باقی می ماندخفاش معمولی که در شب پرواز می کند،موجود باهوش قابل ملاحظه ای در پرواز،نمی تواند از سطحی یکنواخت. اوج بگیرد.اگر خفاش در زمینی وسیع قرار گیرد،تمام کاری که این پرنده میتواند انجام دهد این است که پای خود را به زمین بکشد و عاجزانه ،و بدون شک،به طور دردناکی راه برود تا اینکه به ارتفاعی جزئی برسد که بتواند اوج بگیرد.سپس،ناگهانی و خیلی سریع پرواز می کند.
یک زنبور عسل اگر درون لیوانی سربازی بیفتد آنقدر می ماند تا بمیرد مگر اینکه از آن بیرون بیاید.این به معنای فرار کردن آن از بالا نیست،بلکه تلاش می کند راهی از ته لیوان برای پرواز پیدا کند و به دنبال راهی است که وجود ندارد تا اینکه بطور کامل خودش را به کشتن می دهد.
به روشهای مختلف،خیلی ازمردم مثل پرنده باز،خفاش و زنبور هستند.آنها باتمام مشکلات و درماندگی شان تلاش می کنند و تشخیص نمی دهند که جواب، درست بالای سرشان است.
كسي كه به ديگران اعتمادمي كنددرمقايسه باكسي كه به ديگران اعتمادنمي كندمرتكب اشتباهات كمتري مي شود.
مهم نيست كه چه مي گوييدمهم اين است كه چگونه مي گوييد.
تنفرداشتن ازاشخاص به اين مي ماندكه براي خلاص شدن ازيك موش خانه تان رابسوزانيد.
دورهم جمع شدن يك آغاز،دورهم باقي ماندن يك پيشرفت وباهم كاركردن يك موفقيت.
شخصاتوت فرنگي باخامه رادوست دارم،امابه دليلي ماهي هاازكرم خوششان مي آيد.بااين حساب وقتي براي ماهيگيري مي روم به اينكه من چه مي خواهم فكرنمي كنم،به اين فكرمي كنم كه آنهاچه مي خواهند.
هرگزكسي راكه تنهابراي پول كارمي كند،استخدام نكنيد.
ارتباطات ميان فردي همچون اشكال ديگر رفتارانسانها، ميتواند در دو حد غايي بسيار اثر بخش و بسيار غير اثر بخش مطرح شود
اهمیت مدیریت و نقش مدیران در اجرا و پیشبرد اهداف یک سازمان، اداره، ارگان و یا شرکت غیر قابل انکار می باشد. اما اینکه چگونه می توان با تعامل صحیح با کارمندان، آنان را با علاقه و میل درونی تشویق به کار نمود و باعث افزایش بازدهی شد، در مقوله روشهای صحیح مدیریتی عنوان می گردد.
«والتون» و «مك كرسي» از صاحبنظران سازماني، تعارض را تعامل عمومي و آگاهانه دو يا چند واحد پيچيده اجتماعي كه براي تعريف يا بازشناسي شرايط وابستگي و به هم مرتبط بودن خود در تلاش هستند تعريف كرده اند

هرچند این زمانه ...دلم تنگ است
امروز بی بهانه دلم تنگ است
چشمت قرار بود بجوشد باز
باز ای شرابخانه دلم تنگ است
مجنون قصه های تو خود را کشت
یعنی که عاشقانه دلم تنگ است
من کوچه کوچه کوچه دلم تاریک.....
من خانه خانه خانه دلم تنگ ست
باران ترانه های لبم را شست
باران...لبم...ترانه.....دلم تنگ است
در من تمشک بوسه نمی روید
زخمی بزن جوانه! دلم تنگ است
لبخند خاطرات مرا برگرد
برگرد کودکانه دلم تنگ است
دیروز یک نشانه ....دلم لرزید
امروز یک نشانه .....دلم تنگ است
سر را به شانه های که بسپارم؟
آه ای کدام شانه ! دلم تنگ است
حافظ ایمانی
كليدموفقيت شناختن خويشتن است.
هرسنگ مي تواندپله اي براي صعودباشد.
نخوت وتكبرباتلاق شني براي موفقيت است.
تجربه چيزي است كه مفت ومجاني بدست نمي آيد.
كشيشي خود را براي انجام مراسم دعا و نيايش آماده ميكرد. زنش به قصد خريد خانه را ترك كرده بود. هوا باراني و پسر كوچكش بيقرار و ناراحت بود. حوصلهاش سر رفته بود. كشيش مجلهاي قديمي را برداشت و آن را ورق زد تا به يك عكس رسيد. نقشه جهان بود. او صفحه را كند و آنرا به قطعات ريز پاره كرد و بعد تكههاي كاغذ را را در تمام اتاق پخش كرد و...
چه كار كنيم تا مردم به گفتهاي ما اعتماد كنند؟ پاسخ ساده است: بايد قابل اعتماد باشيم. توجه كنيد كه اعتماد كردن مسئوليت ديگران نيست بلكه لياقت ماست. اما چگونه اين مهمترين صفت خوب را براي خود به دست آوريم؟ واقع امر اين است كه براي قابل اعتماد بودن داشتن دو چيز اهميت دارد:
شخصيت
قابليت

اقراء باسم ربك الذی خلق ؛ خلق الانسان من علق ؛ اقراء و ربك الاكرم الذی علم بالقلم ...
بخوان…
خدایت زمانی تو را فرمان خواندن داد كه سیاهی جهالت و یأس بر آسمان قلب انسانیت سایه افكنده بود .زمانی تو را دعوت به خواندن كرد كه شب دیجور برای فرار از سیاهی خویش به دنبال روزنی می گشت .زمانی كه شكوای سبز درختان و گلایه های زلال آبشار و اشك حسرت ابرهای غم گرفته از نبودنت و در انتظار آمدنت غمگنانه ترین تسبیح را با خدا می گفتند .معشوق زمانی تو را فرمان خواندن داد كه معصومانه ترین فریاد انسان از پاهای جستجوگر تاول زده اش قلب سخت ترین صخره ها را می لرزاند .
مبعث رسلول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)را به تمامی مسلمانان و دوست داران آن حضرت تبریک عرض میکنیم
مرشد مي گويد دو خدا وجود دارد : خدايي كه استادانمان به ما آموختند و خدايي كه به ما مي آموزد ؛
خدايي كه مردم هميشه درباره اش سخن مي گويند و خدايي كه با ما سخن مي گويد ؛
خدايي كه آموخته ايم از او بترسيم و خدايي كه با ما از مهر مي گويد .
دو خدا وجود دارد : خدايي كه آن بالاست و خدايي كه در زندگي روزمره مشاركت دارد ؛
خدايي كه ما را مأخذه مي كند و خدايي كه قصورات ما را مي بخشايد؛
خدايي كه ما را به آتش دوزخ تهديد مي كند و خدايي كه بهترين راه را نشان مي دهد .
دو خدا وجود دارد : خدايي كه ما را زير بار گناهانمان خرد مي كند و خدايي كه ما را با عشقش مي رهاند .
و اینگونه است که ما برای خود دو خدا در نظر داریم درحالی که یک خدا وجود دارد و آن خدا هم برای تمامی بندگان خود خوبی و شادمانی تقدیر می کند خدایی که همیشه به یادمان هست.....
"پائولوكوئيلو " از کتاب مكتوب
آيا از بـرنامه زمـاني مـشخصي براي به انجام رسـانـيـدن كـارهــاي خود پيروي ميكنيد؟ يك عامل بسيار مهم در هر موفقيتي برنامه ريـزي صحيح و پيروي از يك برنامه زماني مشخص براي نيل بـه اهداف مطلوب ميـبـاشد. اكنون براي آنكه قادر باشيد از وقــت خود به نحو احسن استفاده كنيد نكات و راهكارهاي زير را در زندگي خود بكار بنديد:
موسي شدي كه معجزه اي دست وپا كني
راهي براي رد شدن قوم، وا كني
زنجير هاي زير گلويت مزاحم اند
فرصت نمي دهند خودت را دعا كني
سروده ي علي اكبر لطيفيان
اشک مایعی است که با فرآیند ایجاد اشک در چشمها تولید میگردد. وظایف اشک شامل تمیز کردن و شستشوی سطح چشم، ضد عفونی کردن چشمها، لغزنده کردن چشمها برای حرکت آسان کره چشم و پلک ها، جلوگیری ازخشک شدن چشم ها و پلک ها ، ایجاد ارتباط میان انسان ها، دفع مواد تجمع یافته حاصل از فرآیند پاسخ به استرس میباشد...
زندگي صحنهي تئاتري است كه بسيار به واقعيت شبيه است هر طور زندگي را بگيري
همانطور مي گذرد. ( دليس واتيكي )
«موفقيت» يك امر اتفاقي نيست و فرق آنها كه به
نتايج مثبت مي رسند و آنها كه نميرسند شبيه نوعي طاس ريختن نيست. شيوههاي ثابت و
منطقي براي اقدام به عمل و راههاي مشخصي براي ترقّي وجود دارد. «آنتوني
رابينز»
در ادامه میتونید ۲ حکایت رو بخونید که چون کاربرد زیادی در مدیریت دارند اونا رو تو وبلاگ گذاشتم امیدوارم مفید باشه.
صبــحـت بـــه خیــر، بـرفی ِ بـاغ ِ انـار من
تنـهــا درخــتِ نیــمـه ی دی، میوه دارِ من
شاید شما هم مانند اکثر افرادی که از کامپیوتر استفاده می کنند گرفتار کند شدن سیستم و کاهش کارایی آن شده باشید ، مثلاً زمانی که ویندوز، شما را بیش از حد معمول برای بوت شدن معطل کند و یا هنگامی که می خواهید یک درایو را باز کنید زمان زیادی طول می کشد تا باز شود ، همگی نمونه هایی از کاهش سرعت دستگاه می باشند.
(اینم درد دل من)
شب است و شاعرانه کویر خیس چشمانت را شاپرکم...
وجودم پرپر پلک زدن های دیروز هایی شد که به خیرگی فردا را اتظار می کشند...
و سقوط غزل نشینی را در کوچ شبانه ی چشمهات تجربه شدم...
خشک ترین فصل غزل خیز من تنها با تو به بهار می رسد...
و این دست خط های زمخت که نامردانه فهمی برای تو ندارند
هیچ بودن یکی مثل هیچ کس را به پوچی می رساند
دست خط هایی که خط دست است و خیال دل و بی هیچ اندیشه ای بر کاغذ سروده
می مانند...
گیج گیج دستم کاغذ را گریه می شود و سیاه قلمی بازی زندگی را استادانه به
سخره میگیرند تا دلیلی بر بی ربط جمله پشت جمله آمدن...
روزی که خاک تمام ذهنم را مدفون شود....
شاید آن روز آنها یک صدا تو را بخوانند....
و من را بیابند...
ولی چه دیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــر....!!!
